خرید بک لینک
یادم هست وقتی دوازده سیزده ساله بودم بابام می گفت انشالله که موقع شوهر کردنت هستم اما اگه نبودم وصیت می کنم با نصف دنیایی ها ازدواج نکنی خیلی بی بخارندگذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند واقعا بابا به چه نکته ظریفی اشاره کرده خیلی بی بخار و یخ هستند. فکرشو که می کنم از تمام مردها متنفرم اهل هر خراب شده ای می خواهند باشند. و خوب که فکرشو می کنم از بعد دانشگاه این حس تنفر و انزجار پیدا شده امیدوارم هیچ کس با آدمهای تهی وپوچ برخوردی نداشته باشه که اون وقت از هرچی آدمه هم منزجر میشه و لازم به ذکر است این حس تنفر فقط مال وقتیه که یک مرد به جنسیت من توجه میکنه نه خود آدم بودنم . دیگه وقتی حریم خصوصی عمومی میشه ناچاری هرچیزی رو توضیح بدی یک وقت یک خری لگد نزند دعا می کنم این تنفر بی پایان حداقل به خاطر خودم که این حس لعنتی آزارم میده از من دور بشه. اون یکی تهوع برانگیزه هم مرده میگیریم البته یادآوری کنم من به آدمها صرف نظر از جنسیتشون نگاه می کنم هر کی آدم تر قابل احترام تر و این رو در مورد زن و مرد رعایت

برچسب: نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

صبح ها هر چند آزار دهنده ولی الهام بخش خیلی چیزها هستند امروز دوباره زود زود از خواب پاشدم و دوباره فکر. اما اینبار امیدوار کننده خوشحالم اشتباهاتم اندازه یک ستون بزرگ نیستند وگرنه گرفتار اونا بودم تا ابد. و اینکه تصمیم گرفته بودم اینجا ننویسم رو تجدید نظر می کنم اینجا می نویسم ربطی هم به هیچ خود شیفته و گاو و خری ندارد. اصولا خودشیفته ها و گاوها و خرها هستند که همه چیزو به خودشون ربط می دهند. امامن اینجا می نویسم چون راهی شده برای شناخت بهتر آدمها و وقتی آدمها رو می شناسم خوشحال میشم که با اینطور آدمها مجبور به زندگی یا رفت و آمد نیستم . وبلاگ هر خرو گاوی ام می خونم محض بیکاری و شناختن خروگاوهاست.یکی از راههای شناخت شناخت ضد یک چیز است اگه می خوای آدمها رو بشناسی برو خروگاوها و بیشعورهای هکر رو بشناس بعد می فهمی آدمها کی اند؟ امروز یک روز خوبه و من دارم فکر می کنم چقدر بارون خوبه هوا رو پاک می کنه و اکسیژن باعث میشه آدم درست فکر کنه و جوانه بزند

برچسب: جوانه ها,جوانه های امید طرح حکمت,جوانه های امید, نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

یارو اومده دزدی کرده توصیه اخلاقی هم می فرمایند

گوزو میشه خفه شی تو دیگه

من وقتی امیدوار میشم که دزدها از کوچیک تا بزرگ جزای کاراشون رو ببینند فکر کنم اگه خفه شی من به زندگی امیدوارتر باشم

واقعا رو نیست که سنگ پا ست

برچسب: نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

یک کابوس خنده دار:دیشب با اینکه دلم می خواست پاورپوینتمو ببینم و ارائه رو آماده کنم خوابیدم و در خواب همینطور پاور پاور ....آخرینش به جای راست کلمات چپ نوشته شدند و من می میرم با عجله دویدم بابا رو صدا کردم ......و وصیت همیشگی اگه من مردم الان دو ساعتی خوابیدم و بازم خواب برای من سرپا بودن یک کار است حتی اگه ..... دنیا خیلی وظیفه ای شده خدا لعنت کنه مسبب این همه خستگی و وظیفه های تکراری(دزدهای فضول پرادعا)و البته کم هوشی و گرسنگی بعضیا نوشتم بابا چون دارم رگه هایی از وظیفه شناسی توش می بینم.نمی دونم بعضی وقتها نا امیدانه میگم ذات کسی رو نمیشه عوض کرد و بعضی وقتاامیدوارانه میگم ............. همینکه او درست و آبرومندانه جلوی اینهمه دزد و مریض زندگی کند خودش یک موفقیت است و به خودم تبریک میگم حالا فکر کردن به نیتش باشه واسه وقتی که همه چی وظیفه نباشه از روی علاقه و تفریح و حس خوب زندگی باشه چه برای او چه برای من

برچسب: وظیفه هافبک دفاعی در فوتبال,وظیفه هافبک دفاعی,وظیفه هارد دیسک, نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

یک همکار دارم چهار سال پیش با هم بودیم مجرد است و چون اهل یک دیار خاصی هم هست بدجنسم هست اون سال یک رقابت پنهانی با من داشت و من اصلا ازش خوشم نمی اومد سال بعد نظام جدید اومد و جفتمون مازاد شدیم من از فلاورسیتی خسته ولی اون مجرد بود درضمن طبق همون بدجنسیش زیاد خسته هم نبود . یک روستایی هست بچه هاش باهوشند و پنجاه تا شاگرد بیشتر نداره هکر شماره یک که فکر نمی کرد من فلاور سیتی رو ول کنم مدیریت این مدرسه رو گذاشته بود برا یک آشنا .(نمیگم من چون ......نورچشمی زیاد داشت)منم که رفتم اونو داد به همین خانم بعد چهارسال امسال دوتاییمون تو یک مدرسه ایم با این تفاوت که اون چهارسال معاون و مدیر بوده و امسال هم معاون و هم معلم و من چهارسال دور دنیارو با کتابهای مختلف گذروندم امروز که فهمید فوق قبول شدم وقت بود منفجر شه فقط گفت اینو نبینید میگه سختشه و مدرک بد است این دکتریشو میگیره چه فکر خامی برای او نمی دونم کدوم موفق تر بودیم ؟اما من به خودم افتخار می کنم همیشه یک شکلو یک رنگ بودم ولی اون از معلمی که همه می گفتند مهربون و خوش اخلاقه تبدیل شده به مامان فولاد زره همه ازش می ترسند(قبلا مهربون بو

برچسب: بصیرت,بصیرت چیست,بصیرت آن لائن, نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

هرچند برگشتن به فلاورسیتی واقعا یک ضرر به تمام معناست(کدوم احمقی کار کردن در شهر و رفت و آمد با شوهر و با مدرک عوض می کنه؟)

و اگه به عقب بر میگشتم هرچند نمی تونستم بعضی کلاسامو برم ولی انصراف میدادم از ارشد گرفتن و شاهین سیتی می موندم که موفقیت بیشتری بود اما

در هرصورتی من برنده ام چون بالاتر از ابرها پرواز می کنم

برچسب: نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

بعضیا تجربه شون کمه ادعای پر تجربگی ندارم اما کتابهایی خوندم و رفتارهای مختلف رو تجزیه و تحلیل کردم بنابراین خودم رو خوب می شناسم من به افرادی که خودم دلم می خواد فرصت میدم خطاهاشون رو نادیده می گیرم و نیمه ی پر لیوان رو در نظر می گیرم و سعی می کنم حفظشون کنم البته همون اول میگم چه انتظاری دارم با من شفاف باشند همونی که هستند و وقتی هم خود واقعیشون رو نشون میدند سعی می کنم علاقه ام رو حفظ کنم البته بازم با ذکر خواسته اگه یک جایی به شعورم توهین کردند و خواستند منو دور بزنند به هر دلیلی حتی اگه دلیلش موجه باشه اونجاست که دیگه وقت جداشدنه بعضیاشون سمج هستند یا شرایط ایجاب می کنه بمونند برام مهم نیست اونها دیگه مرده هستند و به عنوانین مختلف مرده بودنشونو به خودشون و خودم تذکر میدم از جمله کارهایی که دوست ندارم نوشتن همیناست اما مجبورم چون بعضیا به خیال بودن در فضای مجازی و اینجا و اونجا که دست من نیست بیرونشون کنم احساس می کنند زنده اند خواستم یادآوری کنم برای من مرده هستند اینو امروز نوشتم چون بعضیا خیلی خیال و فکر خام دارند و اصلا نمی دونند چقدر جدی ام از اونجا به حرفم مطمئنم که

برچسب: نویسنده: ایلیا زمانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:47

صفحه بندی